تو فضای مجازی یسری کلیپ میدیدم که میگفت : وقتی تو لحن جملات رو بیشتر از بقیه درک میکنی ....
احساس میکنم واقعا اینشکلی هستم. انرژی بقیه رو زود میفهمم و خیلی روم تاثیر میذاره
امروز برای سلام کردن به یه خانوم یک ربع ذهنم درگیر بود چرا ؟ چون من باهاش رودربایستی دارم و احساس میکنم که اونم همچین حسی داره. اما باید سلام میکردم چون یه جورایی همکار میشیم و با هم باید برای بچهها صحبت میکردیم. ولی خیلی سخت بود. دو سه بار اومدم سلام کنم ولی روش رو برگردوند و پروژهم شکست خورد. و من به شدت استرس کشیدم اون ۱۰ ۱۵ دقیقه.
مسخره به نظر میرسه احتمالا.
و هنوز حالم گرفتهس. چرا وقتی یه جمعی همه با هم دوست میشن و به قولی اکیپشون تشکیل میشه دیگه فرد جدیدی رو راه نمیدن ؟ و چرا یسری ها فکر میکنن خیلی خفنن ؟ این احساسات کاذب بیشتر رو مخه!
از دست خودم ناراحتم. چرا باید ۱ شب هنوز درگیر رفتار یسری دیگه باشم ؟ امروز سر سلام کردن به این و اون انقدر استرس کشیدم که گفتم تو واقعا میخوای معلم بشی ؟ و از ۶ شب تا الان دوباره استرس دارم که نکنه نشه ؟
میدونم که هیچوقت اون معلم شوخ و بامزه نمیشم. فکر میکردم با مهربونی بشه جبران کرد این ضعف رو یا با ادب و احترام، ولی این شاگردام نشون دادن که نه.
امروز ۲ ساعت پای ورد بودم تا بتونم یه آزمون براشون بسازم و از الان نگرانم که اون آزمون رو حل نکنن و نفرستن 🚶🏻♀️آنقدری گه من برای نهایی و کنکورشون استرس دارم اونا نه. حتی تو برنامهی امروزم شرکت کرده بودن و بیخیال ترین افراد ممکن روی کرهی زمین بودن
الان میبینم که چقدر یسری از معلم هام رو اذیت کردم. یسری از معلم ها واقعا از جون مایه میذارن ولی اصلا قدردانی نمیشه ازشون
خدایا خواهش میکنم که هم من رو معلم خوبی کن و هم دانشآموز خوبی داشته باشم
فکر کن ۳۰ سال هیچکسی تحویلت نگیره، مطمئنن دق میکنم