۲۸
شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵، 17:27
بالاخره بعد از مدت ها ..
کلی چیز میز میخواستم بنویسم ولی اصلا نمیشد، جملهبندی هام خراب میشد. با اینکه دوست داشتم اون صحبت ها تو وبلاگم باشه، ولی خب نشد 🥲
امروز برای کاری بیرون بودم، داشتم با یه خانومی صحبت میکردم. پرسید که کار تیمی رو خوب انجام میدی ؟ درون گرایی ؟ و خیلی رندوم گفت زود گریهت میگیره؟
واقعا اون لحظه ترسناک شده بود خانومه
چطوری از دو تا دونه سوال فهمید اینو ؟
در تایید جوابش، امروز وقتی اون ویدئویی رو دیدم که پسره رتبه ی ۲ شده بود و کنار دوستاش بود، واقعا از ذوق و خوشحالی براش بغضم گرفت 🤌🏼
دم دوستاش گرم که بدون حسادت و با رفاقت کنارش بودن و با هم خوشحالی کردن
nrgs