ستاره

ستاره‌ای در کران

  • خانه
  • پروفایل
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

۱۳ / پاییز زودهنگام

سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، 14:43

از صبح هوا ابریه 🫠

هوای ابری رو خیلی دوست دارم ولی دلم میخواد بشینم گریه کنم

۱) نمیخوام از خانواده‌م بد بگم، ولی از اینکه بین مامان و بابام قرار بگیرم خوشم نمیاد

نمیخوام من تایید کننده یا رد کننده ی رفتار اونا جلوی یکی دیگه‌شون باشم

دوست ندارم که یکی‌شون بگه اون اینطوریه و من اون لحظه مجبور شم تایید کنم

دوست ندارم قبول کنم که بابام یا مامانم داره اشتباه میکنه

تو دلم قبول دارما ولی نمیخوام جلوی کسی غیر از خودش تایید کنم

احساسم میکنم یه کار بد دارم انجام میدم، واقعا حس گناه دارم 🚶🏻‍♀️

۲) دیروز رفتم پیش مشاور برای خودشناسی و خودشناسی هم برای همون امری که هنوز نمیتونم بگم ولی ذهنم رو خیلی درگیر کرده

خوب بود، خانوم مهربونی به نظر می‌رسید

سه تا تست هم گفت که باید بزنم، یکی‌ش رو تو خونه دوتاش رو هم فردا باید برم حضوری بزنم

۳) هوا که ابریه حس پاییز و اول مدارس رو بهم میده

الان ساعت رو دیدم، نزدیک ۳

یه لحظه احساس کردم که باید بخوابم و ساعت ۵ پاشم و درس بخونم

وای چه دورانی بودا

به این فکر میکنم که سه ساال عصر ها به زور از خواب بیدار شدم تا درس بخونم

الان که میبینم چقدر سختی کشیدم 🚶🏻‍♀️

امیدوارم قدر نتیجه‌ش رو بدونم و چند سال بعد هم یادم باشه که چه سختی هایی کشیدم تا به اونجا برسم

۴) الان دیدم پست کادو رو دوباره ارسال کردم 🥸

ولی چون کامنت داره نمیخوام پاکش کنم 🥲

۵) فردا میرم سیمکارت‌م رو میگیرم، اولش فکر کردم زدم تحویل درب منزل، بخاطر همین تقریبا یه هفته منتظر موندم که بیاد

بعد دیشب زنگ زدم به همراه اول گفت که تحویل حضوری زدی شما

دیگه خلاصه یه هفته الکی معطل شدم

دوست دارم زودتر اون شماره بیاد، هم احساس بزرگ بودن میکنم با این سیمکارت جدید و هم دیگه نمیخوام یسری افراد که از سال هفتم شماره‌ی الانم رو دارن دیگه داشته باشنش

دوست دارم دوست های واقعی‌م داشته باشن

شایدم عجیب باشه، نمیدونم

۶) در کل یه حال عجیبی‌م از یه طرف هیجان دارم واسه نتایج کنکور از یه طرف میترسم از طرف دیگه استرس مصاحبه ی فرهنگیان رو دارم

از یه طرف دیگه از دو روز بعد از کنکور خونه‌مون یکم متشنج شده - نه بد و افتضاح -

قرار بود بعد از کنکور اینور اون‌ور بریم ولی خب فعلا که جایی نرفتیم

احتمالا هفته‌ی آخر شهریور بریم مشهد

نتایج کنکور همون زمانی که مشهدیم منتشر میشه

فعلا گفتم تو حرم نتایج رو میبینم و اول هم خودم میبینم بعدا به بقیه میگم

امیدوارم که از اون روز از حرم خوشحال برگردم

۷) واسه انتخاب رشته از دیشب خیلی فکر کردیم و دیدیم که به یه مشاور نیازه

از زینب هم پرسیدم گفت دفترچه‌ی انتخاب رشته خیلی پیچیده‌ست بهتره که مشاور داشته باشی

و خب ما برگشتیم دوباره پیش خانه‌زر 🫠

هر مرحله میگم خدایا دیگه قرار نیست این زن رو ببینم ؟

ولی انگاری تمومی نداره

ایشالا که بعد از انتخاب رشته دیگه نبینمش 💆🏻‍♀️

۸) دارم سریال عشق گره خورده‌ی ما رو میبینم. خوبه خوشم میاد

واقعا از 'جونگ هه این ' خوشم میاد

کارکتر های بامزه و جالبی رو بازی کرده

تو بازیگر های زن کره‌ای هم از ' شین هه سان ' خوشم میاد

یه قسمت هم از انیمه‌ای که پرگل معرفی کرده بود رو دیدم، ولی خوشم نیومد از ظاهرش

روزمره درس فیلم
nrgs
© ستاره
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
جدیدترین‌ها
  • ۳۳ / شاگرد قشنگم یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵
  • ۳۲ / آخرین بار پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵
  • ۳۱ / الکی² شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵
  • ۳۰ / الکی شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵
  • ۲۹ / رتبه‌ی کنکور شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵
  • ۲۸ شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵
  • ۲۷ سه شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵
  • ۲۶ / ذوق زیاد جمعه ۳ مهر ۱۴۰۵
  • ۲۵ / اول مهر سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
  • ۲۴ / چرا اینطوریه ؟ سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
  • موقت / اهدای کتاب های کنکور انسانی سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
  • ۲۳ / مُردن سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
آرشیو
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
دوستان
  • پرگل🌻
  • یگانه 🎐
امکانات

آمارگیر وبلاگ

ساخت کد موزیک