۲۲ / امام رضا 🤍
سهشنبه صبح رسیدیم مشهد
سفر زیارتی اینطوریه که اصلا وقت نیست، همهش بدو بدوعه
از ساعت ۱۰ تا ۱۳ و ۱۷ تا ۲۰ میریم حرم
حرم پره از تازه عروس دومادها که دارن عکاسی میکنن 🥺 خیلی نازن
عربها هم زیادن و کلا فرق دارن با ما . خیلی شلوغ و پر سر و صدا و پر هیجانن. عادی که حرف میزنن انگار دارن دعوا میکنن با هم. شیوه ی تربیتی بچه هاشون هم با ما کلا فرق داره، خیلی عادی بچهش رو دعوا میکنه یا بشگونش ( کتک هم شاید ) میگیره. من خجالت میکشم میبینم این کاراشون رو ولی خب واسه اونا مهم نیست دیگه 😂
دیشب رفتیم بازار، یه بازار جدید. تا قبلش میرفتیم بازار رضا ولی این دفعه رفتیم بازار جنت. هر وقت میریم بازار رضا سردرد میگیرم انقدر که شلوغه و پر سروصدا و طلایی. همه چی طلاییه و قرمز ( زرشک و نبات ) بهش فکر میکنم هم سرم گیج میره
و بازار رضا واقعا بنداز بندازه. مامانم چند وقت پیش میخواست عبا بخره آقاعه گفت این کار ۱ ملیون. رفتیم و مامانم پسندید، یهو آقاعه برگشت گفت این ۲ ملیونه 😑 اون کار ۱ ملیون بود نه این( دروغ). دبّه کرد یهو. ما هم گفتیم نمیخوایم و اومدیم بیرون آقاعه گفت باشه تو بیا ۸۰۰ میدم ...
یا اولش میگن ۱۰۰ هزار تومن و تو نمیخری تا ۱۰ هزار تومن هم پایین میان 😐 یه چیزی میندازه، اگه اولین بارت باشه با همون قیمت خرید میکنی و اون خوش به حالش میشه
اصلا معلوم نیست قیمت واقعی کالاش چنده
ولی بازار جنت خوب بود. هم شلوغیش کمتر بود و هم طلایی نبود
اما خب قیمت ها واقعا سرسام آوره 🚶🏻♀️
عربا وقتی فارغالتحصیل میشن میرن حرم امام حسین و اونجا جشن میگیرن، امروز یه دختر عرب بود، با کلاه و لباس مخصوص اومده بود تا عکس بگیره 🤌🏼 کلا حرم پر بود از عکاس. حتی یه زن و شوهر عرب هم اومدن بودن واسه عکاسی، مثل تازه زوج های ایرانی
من میخواستم نتیجهی کنکورم رو تو حرم ببینم و بعد اگه خوب شد شیرینی بدیم 🫠 ولی خب نمیدونم چی شده که چند روز عقب انداختن. فکر کنم تا آخر عمر تو دلم بمونه که بخاطر دو سه روز اختلاف نتونستم تو حرم ببینم
البته خودم دارم سخت میگیرما وگرنه دلیل خاصی نداره که حتما تو حرم ببینی. بیشتر که فکر میکنم شاید تو خونه حتی راحت تر هم باشه ولی خب 🥲
اینم بگم و تموم. یکی بود ۴ سال پیش مجازی با هم دوست شدیم، حالا فردا میخوایم هم رو برای اولین بار تو حرم ببینیم. خیلی استرس دارم و نمیدونم باید چیکار کنم 🚶🏻♀️