۱۷ / برای یاس
یاس قشنگم، این رو بدون که از الان حاضرم هر کاری برات کنم که زندگی خوبی داشته باشی
حاضرم کلی کار کنم که اتاق قشنگی برات بسازم، بتونم آخر هفته ها ببرمت بیرون، بازی کنی و بهت خوش بگذره، بتونیم با هم راه بریم و من برات داستان بگم
تو تصوراتم تو یه دختر شیرین زبون و مهربونی، یه دختر عاقل و با اراده، یه دختری که هم مستقل هست هم وابسته
نمیدونم چطور منظورم رو برسونم ولی از اینکه به هم وابسته باشیم خوشم میاد، از اینکه پناه هم باشیم هم ..
یاس من، بدون که تمام تلاشم رو میکنم تا اذیت نشی، تا خونه بشه پناهگاه برات نه اینکه فراری بشی ازش
بدون تو درس هیچ وقت اذیتت نمیکنم، نه اینکه درس نخونی چون اون لازمه ( البته نمیدونم تو اون زمانه چقدر درس اهمیت داره، ولی برای رشد خودت باید حداقل هایی رو داشته باشی تو درس )
بدون که هر رشته ای بخوای رو میتونی بری، هر دانشگاهی ...
یاس، من واقعا نمیخوام دخترم افسرده باشه
امروز وقتی کیمیا رو دیدم که به زور فرستادنش تجربی و ۶ سال داره سرکوفت میخوره که چرا تیزهوشان قبول نشدی، قلبم مچاله شد
کیمیا واقعا دختر ماهیه، ولی از خانواده شانس نیاورده
دختری که هر هفته با ذوق اشعار حافظ رو حفظ میکرد و میخوند امروز تو جمع خانوادگی بخاطر فشار کنکور زد زیر گریه و مادرش نیومد بغلش کنه
مادر کیمیا میشه دختر عموی من ، چقدر بدم اومد ازت دختر عمو
حداقل برای حرف مردم میومدی دخترت رو بغل میکردی نه اینکه بخندی بهش
یاس، من واقعا سعی میکنم اینطوری نباشم
سعی میکنم مثل مامانم باشم
وقتی بحث کنکور شد بگم سلامت روان بچهم مهمتره
واقعا تو و سلامتیتو از هر چیزی برام مهمتره یاس ( 💘 )