۲۰ / تموم شد و رفت
کلاس هشتم معدلم شده بود ۱۸ و ۲۵ اگه درست یادم باشه
خودم که خیلی خوشحال بودم ولی وقتی تو مدرسه بچه ها از هم معدل هاشون رو پرسیدن، شروع کردم به مقایسه کردن خودم با بقیه، با کسی که معدلش ۲۰ شده
من فیزیک و ریاضی و شیمی رو با گریه میخوندم و نمرهی عالیم میشد ۱۶
طبیعتا با سه چهار تا نمره ی ۱۶ نمیتونستم حتی معدل بالای ۱۹ داشته باشم
جدای از این، من واقعا درس نمیخوندم فقط شب امتحان اون هم با گریه
ولی خب هی مقایسه میکردم
و یادمه که یسری حرف پخش شده بود درباره ی این بچه ها که معدلشون ۲۰ یا ۱۹.۹۹ میشد، که اینا همهش درس میخونن و حتی با گوشی بلد نیستن کار کنن و فلان بازیگر رو گروه موسیقی رو اصلا نمیشناسن و اصلا تفریح ندارن و ... ( آخرش هم معلوم شد چرت و پرته این حرفها )
منم هی این حرف ها رو تکرار میکردم تا کمتر ناراحت باشم
کلاس نهم به خودم قول دادم معدلم بالای ۱۹ بشه
واسه شیمی، خودم رو خفه کردم. آخرش هم شدم ۱۸ و معدلم شد ۱۹.۲
مامانم به شدت خوشحال شد، حتی از خودمم بیشتر
ولی خوشحالی واسه معدل بالای ۱۹ چند ساعت بیشتر نبود
چون آتوسا معدلش شده بود ۱۹.۵ و ناراحت بود
به خودم گفتم تو واسه ۱۹.۲ انقدر خوشحالی ولی یکی واسه ۱۹.۵ گریه میکنه و ناراحته ( در صورتی که من از ۱۸.۵ رسیده بودم به ۱۹ ولی اون از ۱۹.۷۵ اومده بود به ۱۹.۵ )
مامانم میگه تو توی دبستان هم خیلی درس نمیخوندی واسه همین ما شک داشتیم که آزمون تیزهوشان بدی یا نه و تقریبا میشه گفت کاملا مطمئن بودن که قبول نمیشم
وقتی قبول شدم گفتن میخوان من سال هفتم رو توی تیزهوشان بخونم و اگه از پسش بر نیومدم من رو بذارن یه مدرسهی دیگه ( پیشفرضشون این بود که نمیتونم تو سمپاد دووم بیارم )
الان که فکر میکنم شاید بخاطر همین مامانم خیلی ذوق اون معدل ۱۹.۲ رو کرد
بعد از اون معدل ۱۹ دیگه خیلی درس خوندم
حتی میگفتم (و الانم میگم) که درس خوندن رو دوست دارم
ولی نمیدونم واقعا دوسش دارم ؟ یا چون چیز دیگه ای ندارم میخوام همین یه مورد رو حداقل حفظ کنم ؟ میخوام بگم من بخاطر این مدرسه همه چی رو گذاشتم کنار ولی نگاه کن درسم رو ؟
نمیدونم والا
کلاس دهم واقعا به پوچی رسیده بودم بابت این موضوع
و یه چیزی که خیلی ناراحتم کرد این بود که مامانم میگفت سارا هوش خیلی خوبی داره ولی نرگس تلاشش خوبه
شاید تعریف باشه ها ولی این جمله رو از سال نهم یا دهم هفته ای یه بار بشنوی، دیگه فکر نمیکنی تعریفه، فکر میکنی یه احمقی که به زور داری دست و پا میزنی تا یه رتبه ای رو تو آخرین مرحله به دست بیاری که نگن این هیچی بارش نیست، نگن نه درسش خوبه نه هنر و نه زبانش
واقعا از این جمله بدم میاد. یه بار به سارا گفتم، گفتم این جمله یعنی من احمقم ؟
سارا هم یه جوری به مامانم گفت که من این برداشت رو داشتم
مامانم هم هربار این جمله رو میگه بعدش میگه، نه اینکه تو باهوش نباشیا ولی خب تلاشت بیشتره
اصلا میخواستم یه چیز دیگه بگم که اینا یادم افتاد 🫠
میخواستم بگم واقعا مقایسه سمّه
مقایسه تا اونجا خوبه که پاشی یه کاری کنی و پیشرفت کنی، نه اینکه پیشرفتت رو ندید بگیری و ناراحت بشی
چند وقت پیش دوست مامانم که یه پسر همسن من داره زنگ زده و لابهلای حرف ها پرسیده معدل نهایی نرگس چند شده ؟
مامانم میگه انقدر با ذوق پرسید فکر کردم معدل بچهش خیلی خوب شده و درواقع میخواد یه جورایی پز بده
ولی بعد از اینکه مامانم معدلم رو گفته این صداش خیلی بغضی شده و ناراحت که آره پسر من اصلا خوب نشده
( این دوست مامانم یه موقع هایی به خونه زنگ میزد و من برمیداشتم میپرسید امروز چقدر درس خوندی ؟ )
انقدر مقایسه واسه چیه آخه ؟ بچه ی تو اصلا پسره و درس خوندن دختر و پسر فرق داره، رشتهش ریاضی، معدل و تراز رشته هامون فرق داره کلا
و درنهایت اگه این سؤال باعث میشه اعصابت خورد بشه چرا میپرسی اصلا ؟ 🚶🏻♀️بذار فکر کنی که بچه ی خودت بالاترین معدل رو داره
الان معلوم نیست چقدر اون روز به خودش و بچهش سرکوفت زده
بعد وقتی یه چیزی گذشت، گذشت دیگه، تموم شد و رفت
پ.ن: فکر کنم بی ربط ترین جملات رو نوشتم اصلا ربطی به هم داشتن ؟ 🫠
آهان اینم یادم افتاد وقتی یکی میخواد به چیزی برسه ولی نمیتونه شروع میکنه به تخریب کسایی که به اون چیز مورد علاقهش رسیدن مثلا چی میگه ؟ تقلب شده، جوابا رو از قبل داشته، پارتی بازی بوده و...
نمیگم اینا نیست قطعا هست ولی انقدر فراگیر نیست که
مثلا سارا تیزهوشان قبول شد هی میگفتن تقلب شد کیا ؟ کسایی که خودشون قبول نشده بودن
بچه هایی که قبول شده بودن چی میگفت؟ میگفتن سخت بوده، فلان سوال استاندارد نبوده و ....
تقلب هست پارتی بازی هست ولی در حد ۱۰ نفر نه کل سمپاد های کشور یا کل کنکوری های کشور که